امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 16 روز سن داره

خاطرات دخترعزیزم آیداوکوچولوی دوست داشتنی امیرمحمد

شب شیشه

1392/5/4 12:32
نویسنده : مامان محدثه
81 بازدید
اشتراک گذاری

شب شیشه پسرم همه خونه ما دعوت بودند گوسفندی را که برای عقیقه کشته بودیم گوشتش را کباب کرده واستخوانهایش را طبق دستور درون کیسه سفیدی خاک کرده بودیم .

علاوه بر اقوام 30 پرس غذا هم به آشیانه ی علی برای کودکان بی سرپرست بردیم .

یکی از آداب عقیقه اینه که پدر ومادر کودک نباید از غذای عقیقه بخورند آن شب هم برای ما غذای جداگانه ای آورده بودند.

شب خوب وخاطره انگیزی بود وبه همه خوش گذشت.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)